
( A Lost Forgotten Sad Spirit (Aske 1991
The Fire in the Sky is Extinguished Blue Waters no Longer Cry The Dancing of Trees Has Stopped
The Stream of Freshness from Cold Winds Exists no Longer
The Rain Has Stopped to Drip From the Sky
Still Dripping Exists From the Veins of a Nearly Dead Boy
Once There Was Hatred Once There Was Cold
Now There is Only A Dark Stone Tomb With an Altar
An Altar which Serves As a Bed A Bed of Eternal Sleep
The Dreams of the Human in Sleep Are Dreams of Relief A Gate out of Hell Into the Void of Death
Yet Undisturbed The Human Sleep And One Day Will the Grave Be Unlocked And the Soul Must Return to His World
But This Time as A Lost Forgotten Sad Spirit Doomed To Haunt Endlessly
آتش در آسمان خاموش شده و آبهای آبی دیگر گریه نمی کنند . رقص درختان متوقف شده .
رود خانه بی حرکت از باد سرد دیگر دوامی نخاهد داشت
باران از باریدن از آسمان باز ایستاده است
صدای چکیدن خون کودکی که در این نزدیکی مرده ، خاموش شده
بازهم دشمنی بود باز هم سرما بود
اکنون تنها باقی مانده سنگ قبری سیاه است با یک محراب
محرابی که نقش یک تخت خواب را بازی می کند
رویای مردان در خواب رویای آسودگی است و دروازه ای به خارج از جهنم و به سوی باطل کردن مرگ
و هنوز خواب مردان مختل نشده که یک روز قبرها بدون قفل خواهند شد و ارواح به دنیایشان برخواهند گشت
اما در این زمان یک روح فراموش شده به جرم رسیدن به ازل مجازات می شود
میخوام نظرتون رو بدونم...


